گزارش بین الملل// سوسوی چراغ نجات، زیر آوار مشکلات

سال 2015 صليب سرخ جهاني و هلال احمر پنجاهمين سالگرد تصويب اصول بنيادين خود را جشن گرفتند. از سال 1965  اين اصول و ارزشهاي بنيادين (يعني انسانيت و بشردوستي، بي غرضي، بي طرفي، عدم وابستگي و استقلال، خدمات داوطلبانه، وحدت و يگانگي و سرآخر جهان شمولي) صليب سرخ و هلال احمر را موقع مواجهه با موقعيتهاي سخت هدايت کردهاند. خود من به عنوان اولين نماينده صليب سرخ بعد از سرنگوني خمرهاي سرخ در کامبوج با موقعيتهاي حساسي مواجه بودم که بايد براي ادامه کار از همين اصول بنيادين کمک ميگرفتم.

آن زمان در حالی که ما با دولت پنومپن (پایتخت کامبوج) برای فراهم کردن محل کمک رسانی به آسیب دیدگان مذاکره و بحث میکردیم، دهها هزارتن از پناهجویان در مزر تایلند با کامبوج گیر افتاده بودند. آنها هنوز داخل کامبوج بودند، یعنی همانجایی که در کنترل خمرهای سرخ بود. موقعیت بدی داشتند و صلیب سرخ تصمیم گرفت تا به کمک آنان بشتابد. دولت پنومپن این عملیات را تعرض به حاکمیت خویش میدید و تهدید میکرد که اگر کمک رسانی به کامبوجیها را از طریق مرز تایلند قطع نکنیم ما را نیز از کامبوج اخراج میکند. حال اینجا صلیب سرخ با موقعیتی مواجه بود که اصل بیطرفی را به چالش میکشید.

این مثال اهمیت همین اصول و ارزشهای بنیادین را مشخصتر میکند. در تمام قطعنامه های کنفرانس جهانی صلیب سرخ و هلال احمر نیز این اصول بسیار مورد توجه قرار گرفته اند. قطعنامه هایی که ربطی به این اصول داشتند بسیار مهماند و بیشترین ارجاعها به همین اصول میشود. اصولی که به هدایت کارها و حصول اطمینان از انسجام آن کمک زیادی کرده است.

البته این هم درست نیست که بگوییم این اصول بنیادین ریشه در مصوبات رسمی و اداری دارند. از همان ابتدا فعالیتهای صلیب سرخ و هلال احمر به طور آگاهانه از اصول بنیادینی تبعیت میکرد که در ماموریتهای پیشین در عمل بکار گرفته شده بودند. همچنین این اصول در قعطنامه های نخستین کنفرانسی که منجر تشکیل صلیب سرخ شد یعنی در سال ۱۸۶۳ نیز مورد تاکید قرار گرفته بود. این اصول بنیادین در بند ۶ کنوانسیون اصلی برای بهبود وضعیت زخمیهای ارتش در آگوست ۱۸۶۴ نیز مورد تاکید قرار گرفته است. اصلی که در اعلامیه حقوق بشر نیز آورده شد.

پس از آن ارجاعهای زیادی به این اصول شد. از سال ۱۸۶۹ برای اینکه افراد به عنوان نیروهای صلیب سرخ پذیرفته شوند باید اصولی را فرا میگرفتند. از سوی دیگر تا جهانی جهانی دوم صلیب سرخ تلاش زیادی کرد تا به این اصول شکلی بین المللی و جهانی دهد. در حالی که این جنبش تلاش زیادی برای برپا داشتن اصول بنیادین به خرج میداد، به نظر میرسید که تمایل چندانی از سوی اعضا برای پذیرفتن آن وجود نداشت و یا اینکه این شکل از آن را نمیتوانستند به طور کامل بپذیرند. یکی از مهمترین دلایل این اشکال ظاهر شدن خشونتها و ظلمهای زیادی بود که طی جنگ جهانی دوم شاهدش بودیم. چرا که این اصول در آن زمان نتوانست جلوی خیلی از سوءاستفاده های برخی از اعضا را بگیرد.

بعد از جنگ جهانی دوم هلال احمر و صلیب سرخ به گونه ای این اصول را تصحیح کردند که از سوی همه کشورها پذیرفته شود. پیشرفت اصلی در این زمینه، سال ۱۹۵۵ وقتی که ژان پیته کتاب «اصول صلیب سرخ» را منتشر کرد اتفاق افتاد. پس از آن صلیب سرخ و هلال احمر نشستهای مشترکی را برگزار کرد و در هفت بند اصول اساسی را تعیین کردند.

این بیانیه تبدیل به منشوری برای جنبش شد. در واقع این اصول بود که حالا پذیرفته شد و کشورها آن را قبول کردند بدون آنکه الزاما با تعاریف اولیه و پیشینی آن که طی این سالها شکل گرفته بود آشنا باشند. حالا این اصول اصلاح شده است که وظایف گروههای امداد بین المللی را تعیین میکرد.

هرچند که دولتها هم از همان ابتدا چندان خودشان را مقید به این اصول نمیدانستند، ولی هم نیاز به سازمانهای امداد و هم حسن انجام کار صلیب سرخ و هلال احمر آنها را مجاب میکرد که به این سازمانها اعتماد کنند. با همه این احوال، آنچه که مهم است اهمیت و فایده این اصول طی پنج دهه گذشته برای عملیات امدادرسانی است. مثلا اگر در کامبوج از همین اصول پیروی نمیکردیم و یا سازمان وابستهای بودیم در عمل کمک به مردمی که در سرزمینهای تحت سلطه خمرهای سرخ حضور داشتند، ناممکن می نمود. ما با همین استقلال و عدم وابستگی است که میتوانیم برخی از زورگوییها را نادیده بگیریم.

 

نوشته فرانسیس بوگنیون، عضو کمیته بین المللی صلیب سرخ

مترجم: علی شاکر/ منبع: نشریه ماه نو