گزارش// کنکاش درباره ضرورت انجام طرح «بهرفت» توسط سازمان جوانان هلال‌احمر/ اصلاح رفتارهای ناایمن رانندگان در کمپین‌های جاده‌ای

در کشور ما، آمار مرگ‌ومیر ناشی از تصادفات رانندگی بسیار رقت‌بار و تأسف‌انگیز است. اصولا حوادث، علت نخست مرگ‌ومیر در سنین زیر ٤٠‌سال بوده و در صدر آن حوادث ترافیکی قرار دارد. عواملی همچون نحوه رانندگی، قوانین راهنمایی‌ورانندگی و نظارت بر اجرای آنها، وضع ایمنی جاده‌ها، کیفیت خودروها و فرهنگ عابران و سرنشینان خودروها در بالارفتن آمار مربوط به تلفات انسانی موثرند.

اهمیت و نقش فرهنگ و رفتار ترافیکی در بهبود ایمنی و روان‌سازی حمل‌ونقل همواره مورد ارزیابی واقع شده است.

در میان عوامل انسانی دخیل در امر خطیر رانندگی، عواملی چون میزان آشنایی رانندگان با علایم راهنمایی‌ورانندگی و میزان احترام به قوانین ترافیکی، میزان آشنایی با فرهنگ صحیح عبورومرور، تأثیر مسائلی همانند خستگی، بی‌خوابی و اثر موادمخدر، عوامل محرک‌های اجتماعی و روانی، کیفیت آموزش‌های رسانه‌ای به آحاد مختلف، نقش و تأثیر مجریان قوانین راهنمایی‌ورانندگی و تأثیر عوامل ایمنی جاده‌ای و امدادرسانی در سوانح از اهم فاکتورهای تاثیرگذار و نقش‌آفرین در شکل‌گیری پدیده «فرهنگ و رفتار ترافیکی» است.

نتایج حاصل از تحلیل و ارزیابی‌ها نشان می‌دهد از بین تدابیر و سیاست‌های مختلف جهت بهسازی رفتار و فرهنگ ترافیکی در راستای بهبود ایمنی و روان‌سازی حمل‌ونقل، عنصر «آموزش و فرهنگ‌سازی در میان اقشار مختلف جامعه» با وزن و اولویت نسبی نزدیک به ۵٠درصد بیشترین سهم را در میان مولفه‌های دیگر دارد.

همان‌طور که می‌دانیم شتاب‌زدگی و تعجیل راننده، خواب آلودگی، سرعت و سبقت غیرمجاز، عدم توجه به جلو، حواس‌پرتی و مواردی از این قبیل توجیهاتی است که به‌کرات به‌عنوان علل تصادفات و کشته و زخمی‌شدن افراد ذکر می‌شود.

مخرج مشترک علل مذکور، ارتباط آن با فرد (شخص راننده) و مقصرشناخته‌شدن او و گرفتن انگشت اتهام به سمت خطا و اشتباهات رانندگی و بالاخص فرهنگ رانندگی او است. در نگاه نخست و ظاهری به نظر می‌رسد این تبیین‌ها چندان هم نادرست نیستند، چراکه بسیاری از کارشناسان و خبرگان تصادفات بر آنها مهر تأیید می‌زنند. اما با تحلیل و تاملی عمیق می‌توان متوجه شد علت بنیادی و اصلی سوانح رانندگی و آمار بالای کشته و مجروح‌شدن افراد چیزی فراتر از خطاهای اجتناب‌ناپذیر و حتی طبیعی انسانی است.

مهم‌ترین عوامل انسانی که منجر به حوادث ناگوار می‌شود عبارتند از:  

ریسک‌پذیری رانندگان: راننده وسیله نقلیه در زمان انجام تخلف ابتدا به‌طور لحظه‌ای با در نظر گرفتن منافع حاصل از انجام تخلف، نسبت به انجام این موضوع اقدام می‌کند که فارغ از تبعات انجام تخلف مرتکب رفتاری غیرمعمول در جامعه می‌شود.

خودنمایی: براساس آمارها ٣١‌درصد تلفات حوادث رانندگی در سن جوانی ١٨ تا ٢٩سالگی است و به این دلیل است که اکثر رانندگان جوان برای جلب توجه در سطح جاده و معابر شهری اقدام به رانندگی غیرعادی می‌کنند. این قبیل رانندگان به برخی حرکات نمایشی و تخلفات رانندگی می‌پردازند که هم خود و هم دیگران را در معرض خطر قرار می‌دهند.

خودبرتربینی و غرور: این قبیل افراد در زمان رانندگی با انجام تخلفات، منافع خود را در زمان رانندگی ترجیح می‌دهند و منافع سایر شهروندان را به خطر می‌اندازند و موجبات وقوع حادثه را فراهم می‌آورند.

بی‌اطلاعی راننده: گاهی رانندگانی وجود دارند که به علت کمبود اطلاعات و ناآگاهی اقدام به انجام تخلفاتی می‌کنند که خود از عواقب آن بی‌اطلاع هستند. در این بحث، رسانه‌ها و جراید در بالابردن سطح فرهنگ نقش بسزایی دارند.

عوامل روحی: عوامل روحی فرد را می‌توان به خشم و عصبانیت، استرس، هیجان، اضطراب و… نام برد به طوری که راننده در حالت خشم و اضطراب به راحتی تمرکز خود را از دست داده و مرتکب تخلف می‌شود.

در این مورد رفتار راننده از حالت طبیعی خارج‌شده و دیگر بر خود تسلط ندارد، بنابراین تخلفی را انجام داده و مهم‌تر از آن تصادفی را رقم می‌زند.

اما از دیگر سو اعلام آماری مبنی بر کاهش تصادفات در تعطیلات مناسبتی در ایران، بیانگر چند نکته مثبت است و درعین حال توجه دقیق‌تری به تصویب قوانین متقن راهنمایی‌ورانندگی دارد. این کاهش تصادفات و سوانح جاده‌ای نشان از ارتقای فرهنگ رانندگی و نقش گسترده تبلیغات در این مسأله دارد.

با تشکیل «کمپین نه به تصادفات جاده‌ای» در نوروز ‌سال گذشته جوانان هلال‌احمری حرکت بزرگی انجام دادند. آنها با گوش‌زدکردن عوامل تصادفات، مردم را حساس کردند و ابعاد کار تا جایی پیش رفت که اقشار مختلف جامعه و مسئولان با این طرح همراه شدند. از همین روی نیز همکاری جدید جمعیت هلال‌احمر و یونیسف در طرح بهرفت بسیار ارزشمند است.

طرح «بهرفت» با هدف طراحی الگویی علمی برای کاهش تصادفات تدوین شده است تا با توجه به ساختار کانونی سازمان جوانان، افراد آموزش دیده و شاهد تغییر رفتارهای آنان باشیم.

رفتارهای رانندگان در ایمنی ترافیک

فاکتورهای انسانی نقش مهمی در وقوع تصادفات ترافیکی دارند. در سال ١٩٨٠ بر پایه مطالعه ٢٠۴١ تصادف ترافیکی، کارشناسان به این نتیجه رسیدندکه فاکتورهای انسانی در ٩۵درصد تصادفات نقش داشتند،  به ویژه رفتارهای رانندگان مهم‌ترین نقش را در وقوع تصادفات داشتند.

درنتیجه پژوهش‌های گوناگونی برای شناخت  متغیرهایی که می‌توانند روی ریسک‌پذیری رانندگان و وقوع تصادفات اثربگذارند انجام گرفت،  یعنی رفتارهایی که پیامدهای تلخی هم برای خود راننده و هم برای دیگران به دنبال دارد.

از دید روانشناسی، جنبه‌های متفاوت ادراکی،  شخصیتی و روانشناسی اجتماعی همه‌وهمه، تفاوت‌های رانندگان را در ریسک‌پذیری و فراوانی تصادف‌کردن توجیح می‌کند.

پژوهش‌های ادراکی به‌طور سنتی، متغیرهایی مانند مدیریت توجه و توانایی پردازش اطلاعات را مورد مطالعه قرارداده است، درحالی‌که پژوهش‌های شخصیتی روی ارزش تخمینی ویژگی‌های شخصیتی مطالعه می‌کند و درهمین حال پژوهش‌های روانشناسی اجتماعی، تفاوت ریسک‌پذیری و فراوانی تصادف‌کردن در افراد را در قالب چارچوب‌ها از مدل‌های ادراک اجتماعی توجیه می‌کند.

در یک آمارگیری در ‌سال ٢٠٠٧ که از ٧۴٣ راننده هلندی درباره خطاها و تخلف‌های مربوط به رانندگان و شمار تصادفات آنها در ٣‌سال گذشته پرسش شده بود، رفتارها و ویژگی‌های خطرناک رانندگی که توسط خود رانندگان گزارش شده بود، سنجیده شد. این رفتارها عبارتند از: تصمیم‌گیری‌های استراتژیک رانندگی پیش از آغاز سفر، گرایش‌ها به انجام تخلف، پیش‌زمینه‌های روانشناسی رانندگی ناایمن (خستگی یا فشار زیاد هنگام رانندگی) و پیش‌زمینه‌های فیزیکی رانندگی ناایمن (رنج‌بردن از ضعف‌های فیزیکی یا روانشناسی هنگام رانندگی).

نتایج چندین مطالعه نشان می‌دهد که رابطه‌ای بین تخلفات و تصادفات و نیز خطاها و تصادفات اما با شمار کمتر وجود دارد. یک مطالعه به‌صورت پرکردن پرسش‌نامه توسط ٢٠٠٢ راننده هلندی نشان داده است که آیتم‌های پرسش‌نامه را می‌توان به‌طور تقریبی برحسب ۴ فاکتور شرح داد: تخلفات، خطاهای خطرناک، خطاهای ناشی از بی‌توجهی و یک فاکتور مربوط به لغزش که هریک به چینش ٣,٣،  ۴.١،  ٩.٩ و ١۵.١درصد از تفاوت‌ها در پاسخ‌های داده شده را توضیح می‌دهد.

هدف از طرح چنین پرسش‌نامه‌هایی شمارش و رده‌بندی رفتارهای ناایمن رانندگان است به‌ویژه آن‌که خود رانندگان در چند سال گذشته تجربه کرده‌ و خودشان در پرسش‌نامه گزارش داده‌اند. مدل‌های شبیه‌سازی ترافیک،  فرضیاتی درباره رفتارهای رانندگان است که روی ایمنی راه اثر می‌گذارد.

این فرضیات الزاما رفتار آن دسته از رانندگانی را که بیشتر تمایل به رفتار ناایمن دارند، باز نمی‌تاباند، برای نمونه گذر از چراغ‌قرمز در تقاطع چراغ‌دار یا زیاد نزدیک‌شدن به خودروی جلویی. سوال این‌جاست که چنین مدل‌هایی باید رفتارهای ایمن رانندگان را بازتابانند یا رفتارهای واقعی آنها را. هدف از یک طراحی خوب باید بهبود ایمنی راه باشد،  اما آیا ایمنی یک طراحی الزاما بر پایه فرضیاتی خوشبینانه و غیرواقعی درباره ایمنی رفتار رانندگان بهبود می‌یابد.

از سویی می‌توان انتظار داشت، مدل‌ها تا حدامکان دقیق باشند، به‌طوری که اگر واقعا رفتار ناایمنی وجود دارد، درست نیست به چیز دیگری تظاهر کنیم. از سوی دیگر،  این‌که مدلی طراحی کنیم که بر پایه رفتار ناایمن استوار است، درصورتی که چنین مدلی باعث کاربرد طراحی‌های ناایمن شود،  مدل کارآیی خود را از دست خواهد داد.

رفتارهای ناایمن عمده رانندگان

در بیشتر تصادفات، خطاهای انسانی نقش دارند، گاهی این خطاها به عمد بوده اما معمولا غیرعمدی است. سه‌ راه اساسی برای کاهش خطاهای انسانی وجود دارد: انتخاب کاربران راه (برای مثال نحوه دادن گواهی‌نامه)، بهبود کاربران راه (مانند دادن اطلاعات مربوطه، آموزش رانندگان و اجبارهای پلیسی) و سازگارکردن طرح هندسی راه و قابلیت‌های خودرو با ویژگی‌ها و محدودیت‌های انسانی (مانندآسان‌کردن رانندگی).

رفتارهای ناایمن رانندگان را می‌توان در موارد زیر برشمرد:   

نبستن کمربند ایمنی 

پژوهش‌های در سطح جهانی اثر کمربند ایمنی را در جلوگیری و کاهش کشته‌ها و زخم‌های شدید در تصادفات ترافیکی به اثبات رسانده و نشان داده است که اگر همه سرنشینان صندلی‌های جلو در آمریکا از کمربند ایمنی استفاده می‌کردند، بدون تغییر در دیگر رفتارها، آمار کشته‌ها در ‌سال ٢٠٠٣، ۴١درصد کاهش می‌یافت. درحالی که استفاده از کمربند ایمنی بیش از ١٠٠‌هزار جان را نگه داشته است، به کارنبردن آن‌هم بیش از ٧هزار کشته و١٠٠هزار زخمی برجای گذارده است.

کاربرد کمربند ایمنی در نزدیک به ۵درصد تصادفات راه‌ها،  شدت زخم‌ها را کاهش داده است، به‌ویژه در تصادفاتی که مرگ و زخم‌های شدید به بارمی‌آورد.

با وجود این‌که بستن کمربند ایمنی در راه‌های شهری و برون‌شهری به‌صورت قانون درآمده است،  شمار زیادی از سرنشینان خودروها در ترکیه از کمربند ایمنی استفاده نمی‌کنند. نتایج یک مطالعه مشاهداتی در ترکیه نشان داده است که در راه‌های برون‌شهری ٧١درصد از رانندگان از کمربند ایمنی استفاده می‌کنند، درحالی‌که در راه‌های شهری تنها٢١درصد از رانندگان از کمربند ایمنی استفاده می‌کنند.

درکنار ویژگی‌های سرنشینان و فاکتورهای محیطی، برخی فاکتورهای روانشناسی اجتماعی نیز مانند گرایش‌ها، باورها و نیت‌ها نیز در استفاده‌کردن یا نکردن از کمربند ایمنی نقش دارند. گرایش‌ها و باورهای منفی درباره کارآیی کاربرد کمربند ایمنی، اثر منفی روی کاربرد آن گذاشته است. دوست‌نداشتن بستن کمربند ایمنی و ناراحتی که برای راننده ایجاد می‌کند از دلیل‌های عمده گرایش نداشتن به بستن کمربند است.

گرایش به پرخاشگری

گرایش به پرخاشگری در رانندگی، مشکلی عمده در اغلب جامعه‌هاست. مطالعات گذشته روی گرایش به تخلف در رانندگی در حمل‌ونقل، عمدتا روی شناسایی رانندگان پرخاشگر متمرکز شده است، هرچند رانندگان پرخاشگر الزاما تنها عامل گرایش به پرخاشگری در رانندگی نیستند. گرایش به پرخاشگری در رانندگی،  رفتار رانندگی است که از قرارگرفتن راننده در شرایطی سرخورده‌کننده ناشی می‌شود.

بسته به محیط و شخصیت راننده،  یک شرایط ویژه می‌تواند راننده را در وضعیتی پرخاشگرانه قرار دهد. اگر گرایش به پرخاشگری نتواند فعلیت یابد، مهارشده و «پرخاشگری نهان» نامیده می‌شود اما اگر این گرایش فعلیت یابد،   تخلف عینا مشاهده می‌شود.

رفتار رانندگی پرخاشگرانه را می‌توان به دوشکل تقسیم کرد: پرخاشگری پیش‌برنده و پرخاشگری خصومت‌آمیز. پرخاشگری پیش‌برنده به رفتار رانندگی گفته می‌شود که راننده را توانا می‌سازد به جلو پیش برود و بر موانع سرخورده‌کننده غلبه کند. این حالت زمانی روی می‌دهد که مسیری که راننده می‌خواهد در آن پیش برود، بسته نباشد.

نمونه‌هایی از پرخاشگری پیش‌برنده، لایی‌کشیدن از میان خودروها و پیش‌رفتن و گذر از چراغ قرمز است. اما اگر مسیر پیش‌روی راننده بسته باشد، پرخاشگری خصومت‌آمیز دیده می‌شود. چنین پرخاشگری باعث می‌شود هریک از رانندگان خود را حق به جانب و دیگری را مقصر بدانند و از این‌رو کارهایی مثل دشنام‌دادن یا بوق کشیدن روی دیگر رانندگان بیهوده است و کاری از پیش نمی‌برد. تمایز روشنی میان پرخاشگری پیش‌برنده و خصومت‌آمیز وجود ندارد.

نقش سن در رفتارهای ناایمن رانندگان

مطالعات گذشته و آمارهای جاری نشان داده است که گروه‌های سنی معینی بیش از دیگر گروه‌ها دچار تصادف می‌شوند. هرچند شمار کمی از این مطالعات، ارتباط میان تصادفات ترافیکی و اجزای طراحی راه یا متغیرهای مربوط به مانورهای رانندگی را در بین گروه‌های سنی گوناگون بررسی می‌کند.

مقالاتی که به این موضوعات می‌پردازند، عمدتا روی رفتارهای رانندگی خطرآمیزتر رانندگان جوان یا کاهش توانایی‌های رانندگی در رانندگان پیر در تقاطع‌ها و آزادراه‌ها متمرکز شده‌اند. تحقیقات نشان می‌دهد رانندگان مرد جوان (٢۶ساله یا جوان‌تر) بیش از دیگر رانندگان  تصادف می‌کنند، زیرا آنها بیش ازحد، اعتمادبه‌نفس دارند و برآوردشان از توانایی‌های‌شان بیش از مقدار واقعی آن است.

همچنین رانندگان پیر در تقاطع‌های برون‌شهری بیش از تقاطع‌های درون‌شهری تصادف می‌کنند.

رفتارهای دینامیکی رانندگان و نقش آن در ایمنی ترافیک

پدیده ترافیک در خطی که حادثه‌ای در آن روی می‌دهد، اثر آن روی ایمنی راه؛ کنترل و مدیریت ترافیک را می‌طلبد. بر پایه مطالعات گذشته، دشواری‌های شناخت و پیچیدگی‌های موجود در این پدیده نام‌آشنا، ممکن است از مانورهای اجباری وگهگاه آنی رانندگان از خط مسدود،  به علت حادثه،  به خطوط کناری و البته تأخیرهای به‌وجود آمده در جریان ترافیکی بالادست در خطوط کناری که به محل حادثه می‌رسند، باشد. از سوی دیگر این پدیده ترافیکی نامعمول و ناشی از وقوع حادثه در یک خط از راه، به زمان بستگی دارد و ممکن است به ویژگی‌های حادثه  مانند مکان و مدت‌زمان حادثه و شرایط آنی جریان ترافیک نیز بستگی داشته باشد. شدت تأخیرهای به‌وجود آمده در این پدیده  عمدتا به سه فاکتور طبیعت حوادث، شرایط راه و فاصله‌گرفتن رانندگان از محل حادثه بستگی دارد.

درک بهتر فاکتورهای روانشناسی مؤثر بر رفتارهای رانندگان‌ و پاسخ‌های رفتاری آنان به پدیده ترافیک به‌وجود آمده در اثر رخداد حادثه در یک خط از راه، در هنگام گذر از محل حادثه،  تحت‌عنوان رفتارهای دینامیکی رانندگان برای بهبود ایمنی راه حیاتی است.

مدل‌سازی رفتارهای رانندگی

تصادف پیش از آن‌که مستقیما از کنش‌های ناایمن به‌وجود بیاید،  از عواملی باسابقه زمانی و مکانی دورتر از زمان و مکان وقوع تصادف نشأت می‌گیرد. این ایده، مقدمه‌ای برای دید سازمان‌یافته‌تر به عوامل مؤثر بر وقوع تصادفات بود. کنش‌های ناایمن رانندگان،  کاستی‌های آشکار (فعال) نامیده می‌شود.

این کنش‌ها عمدتا رفتارهای ناایمن رانندگان نظیر لغزش‌ها، اشتباهات رانندگی یا تخلف‌ها را منعکس می‌کنند. اما این رفتارها مربوط به زمان و مکان تصادف هستند، پس دارای سابقه زمانی و مکانی نیستند.

اما تصادف علاوه بر این از تصمیمات غلط مدیریتی و کاستی‌های مربوط به آن در سیستم مدیریتی راه (مانند نقص‌های طراحی راه) ناشی می‌شود. کاستی‌های غیرفعال، تنها زمانی منجر به کاستی‌های آشکار می‌شوند که پیش‌زمینه‌های مشخص روانشناسی مربوط به رفتارهای رانندگان وجود داشته باشد. این پیش‌زمینه‌ها، زمینه‌های روان‌شناسی نامیده می‌شوند و می‌توانند کم‌توجهی، استرس و… باشند. زمینه‌های روانشناسی، خود می‌تواند از کاستی‌های پوشیده، ناشی شده یا با آنها مرتبط باشد همچون آموزش کافی ندیدن رانندگان،  خستگی زیاد ناشی از کمبود خواب یا افسردگی زودگذر ناشی از مشکلات شخصی.

گزارش از رضا مهریزی

منبع: روزنامه شهروند

یک دیدگاه برای این نوشته ارسال شده است

شما هم نظر خود را ارسال کنید