کلیشه “خانم ها از خون می ترسند” را فراموش کنیم

آرزو دهقان، امدادگر و مربی بیست و هشت ساله جمعیت، در دانشگاه پیام‌نور رفسنجان با هلال‌احمر آشنا شده و از آن زمان فعالیتش را در کانون‌های دانشجویی و سازمان جوانان ادامه داده است. خواهرش آزاده دهقان را یکی از مهم‌ترین مشوقانش می‌داند و معتقد است بدون داشتن پشتوانه محکمی به نام خانواده نمی‌توانست به فعالیت خود ادامه دهد. با او از پیشنهاداتش برای ترویج فرهنگ داوطلبی و حضور پررنگ‌تر زنان در جمعیت گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌ خوانید.

از چه سالی وارد هلال‌احمر شدید و مشوق شما در این راه چه کسی بود؟من از سال ۸۶، با تشویق دوستانم، بچه‌های کانون دانشجویی پیام‌نور وارد جمعیت هلال‌احمر رفسنجان شدم، اما هیچ فعالیتی نداشتم تا اینکه فعالیت جدی خودم را از سال ۸۸ آغاز کردم و به عنوان اولین فعالیت، در انتخابات جمعیت هلال‌احمر شهرستان شرکت کردم. حدود یک ماه در کانون آزاد جمعیت بودم و بعد یکی از اعضای اصلی کانون دانشگاهی دانشگاهمان شدم و به مدت دو سال دبیر کانون دانشجویی شهرستان بودم. علاوه بر اینکه مربی امدادونجات جمعیت هلال‌احمر و مربی طرح دادرس هستم، به‌عنوان جانشین دبیر مجمع استان نیز انتخاب شده‌ام.
از کارها و فعالیت‌هایتان بگویید.
در برگزاری بسیاری از مسابقات، مانورها و کارگاه‌های آموزشی شرکت داشته‌ام. مثل مسابقات امداد در سوانح، صعود و فرود از ارتفاع و مسابقات چادرزنی و کارگاه‌های آموزشی نظیر کمک‌های اولیه، سیل و زلزله. استان ما در جشنواره نثر خورشید، رتبه برتر را در بین کل کانون‌های دانشجویی به‌دست آورد و بین سال‌های ۹۳-۹۲ بهترین کانون دانشجویی کل کشور را داشتیم. اما بهترین فعالیتی که داشتم و به دلم نشست یلدای همین امسال بود که با ۶۴ نفر از بچه‌های بدسرپرست و بی‌سرپرست پرورشگاه معین‌زاده یلدا را جشن گرفتیم. سال قبل همین جشن یلدا بین دختران بی‌سرپرست که در طبقه دوم خانه سالمندان شهرستان نگهداری می‌شوند، برگزار شد، اما امسال مفصل‌تر از سال پیش همراه با شام، پذیرایی، گروه موسیقی و با حضور مسئولان شهرستان برگزار شد. خوشبختانه استقبال خوبی از مراسم شد و مسئولان دانشگاه پیام‌نور در برگزاری برنامه‌ها خیلی به ما کمک کردند.
در رفسنجان، خانم‌ها در امدادونجات نقشی دارند مثلا حضور در پایگاه و رفتن به عملیات؟
خیر، شهرستان ما پایگاه دارد، اما در حال حاضر مردها در پایگاه هستند و خانم‌ها حضور ندارند، ولی در تمام مانورها، خانم‌ها شرکت می‌کنند. مثلا همین ۵ دی مانور زلزله برگزار کردیم و خانم‌ها در آن حضور داشتند. هنوز چیزی درباره پایگاه بانوان به ما ابلاغ نشده اما در حال حاضر خانم‌ها به‌طور تخصصی در تیم‌های جاده در حال گذراندن دوره‌های آموزش هستند. من هم به این کار علاقه‌مندم و فکر می‌کنم کسی که وارد هلال‌احمر می‌شود، روحیه داوطلبانه دارد و از دل و جان مایه می‌گذارد و فکر می‌کنم اگر امکان حضور باشد ما همه دوست داشته باشیم در پایگاه حضور پیدا کنیم.
به نظر شما اینکه خانم‌ها فقط برای حمایت روانی مناسب هستند، حرف درستی است؟
خانم‌ها چون بیشتر عاطفی و احساسی هستند دلسوزانه‌تر کار می‌کنند تا آقایان، خانم‌ها همچنین از لحاظ فیزیکی خیلی توانا هستند و می‌توانند پابه‌پای مردها کار کنند و به نظر من این کاملا به علاقه آنها بستگی دارد. ما خیلی از مردها را داریم که از خون می‌ترسند! کاملا بستگی به شخص دارد.
چطور می‌توان حضور خانم‌ها را پررنگ‌تر کرد؟
فکر می‌کنم یکی از راه‌ها حضور خانم‌ها در پایگاه‌های جاده‌ای باشد که در شهرستان ما این امکان وجود ندارد، اما نیروهای خانم توانایی و علاقه‌اش را دارند. خود من وقتی وارد جمعیت شدم و دیدم که می‌توانم به دیگران کمک کنم، احساس کردم، می‌توانم موجود به درد بخوری باشم و روحیه پیدا کردم. همان تشکر و تقدیر خشک و خالی مردم هم حس خوبی در من ایجاد می‌کند که باعث کمک‌های بعدی می‌شود و باعث می‌شود که من رشد کنم.
تا به حال از تجربیات و آموخته‌هایتان در زندگی شخصی بهره برده‌اید؟
بله، یکی، دو ماه پیش، پدرم نیمه‌شب حالش بد شد و من توانستم خونسردی خودم را حفظ کنم و تا زمان رسیدن به مرکز درمانی کمکش کنم. اول با ۱۱۵ ارتباط برقرار کردم و وضعیت را توضیح دادم، سپس اقدامات اولیه را تا رسیدن نیروهای اورژانس انجام دادم. آموزش‌هایی که دیده بودم باعث شده بود دلهره و اضطراب نداشته باشم و با شرایط، راحت کنار بیایم.
از خاطرات تلخ و شیرین‌تان در جمعیت برایمان تعریف کنید.
یکی از خاطرات شیرینم حضور دوستانی است که در اطرافم هستند. بهترین خاطره من از جمعیت، وجود همین دوستانی است که در هلال‌احمر پیدا کردم. تلخ‌ترین چیزی که در ذهن دارم هم این است که باید یکی، دو سال دیگر از جوانان مرخص و وارد داوطلبان شوم. اینکه دیگر نمی‌توانم فعالیتم را در جوانان ادامه دهم واقعا ناراحتم می‌کند. اما دوست دارم که حس انسان‌دوستی‌ام در آینده هم با من باشد تا در ادامه همین زحماتی که برای سازمان جوانان کشیدم، وارد داوطلبان شوم و همیشه هلال‌احمر به عنوان یک دوست در زندگی‌ام حضور داشته باشد.
به نظر شما نقش و تاثیر جامعه دانشجویی در ترویج فرهنگ داوطلبی و صلح چقدر است؟
اگر از ذهن خلاق دانشجویان استفاده شود تاثیر زیادی دارند؛ نه اینکه داخل کادر یک نفر رئیس باشد و بقیه پادو! همه باید در یک سطح کاری، همکار هم باشند و پا به پای هم با همان شعار صلح و دوستی کار کنند. دانشجویان به دلیل خلاق بودنشان می‌توانند از لحاظ فعالیت، تیم خاصی را تشکیل دهند.
چگونه می‌توان مردم را به کارهای عام‌المنفعه علاقه‌مند کرد؟
اصلش به خلق و خوی خود انسان برمی‌گردد و اینکه نیتش از هر کاری که انجام می‌دهد، چیست. اینکه ما خدمت‌رسانی می‌کنیم تا از این کار خدمتی دریافت کنیم یا برای رضای خداست. اگر برای رضای خداست و چشمداشتی نداریم خوب است، اما اگر برای پاداش است، بهتر است که اصلا انجام ندهیم. چیز دیگری که مهم است برخورد کارمندان جمعیت هلال‌احمر است. در حال حاضر کسانی در جمعیت کار می‌کنند که عزت و احترام برایشان مهم است. اینکه حالا که وارد هلال‌احمر شده‌اند و برای آن کار می‌کنند، کارشان بازتابی بین رئیس و معاون داشته باشد و از آنها تقدیر و تشکر شود. مثلا رئیس جمعیت هلال‌احمر شهرستان ما با وجود کمبود بودجه و امکانات با برنامه‌هایی که ما ابلاغ می‌کنیم موافقت می‌کند و طوری رفتار می‌کند که ما بیشتر علاقه‌مند می‌شویم. قول نمی‌دهند اما می‌گویند «تلاش خودم را می‌کنم تا انجام شود.» و همین برای من بهترین تشویق و تشکر است.
پیشنهادتان برای بهترشدن اوضاع امدادونجات در کشور چیست؟
اینکه آموزش‌های امدادونجات در بین افراد جامعه فرهنگ‌سازی شود. بچه‌ها که از غنچه‌های هلال وارد جمعیت می‌شوند بدانند که در چه کاری می‌توانند مفید باشند. راحت بگویم امروز عقل مردم به چشمشان است و اگر این فرهنگ‌سازی درست اتفاق بیفتد استقبال خوبی از هلال‌احمر می‌شود. مردم باید با آموزش‌های امدادی و کمک‌های اولیه و شعار هر خانواده یک امدادگر آشنا شوند. وقتی که مردم بدانند هر خانواده نیاز به یک امدادگر دارد و در این صورت شمار زیادی از خطرها کاهش پیدا می‌کند، وضعیت هلال‌احمر در سطح شهرستان‌ها و کشور بهتر می‌شود و رشد و پرورش پیدا می‌کند. همین آموزش کمک‌های اولیه می‌تواند جلو بسیاری از اتفاقات در خانه‌های دانشجویی را بگیرد مثلا اینکه بچه‌ها در خانه‌های دانشجویی بدانند چگونه پانسمان و بانداژ کنند.

شما هم نظر خود را ارسال کنید